تبليغاتX
مهندسی بهداشت محیط


مهندسی بهداشت محیط

HSE-MS(Health, Safety and Environment Management System)





















نكاتی درباره ی مديريت
اصولي كه مديران را قادر مي سازد، به اهداف والا ميل كنند.
نوشته شده توسط : مهرناز عسگري


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 15:14 توسط منیره عباسی| |

 

حرفهایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی گوییم
و حرفهایی است برای نگفتن حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند
و سرمایه هرکس حرفهایی است که برای نگفتن دارد حرفهایی که
پاره های بودن آدمی اند
و بیان نمی شوند مگر آنکه مخاطب خویش را بیابند.

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 10:36 توسط منیره عباسی| |

When I thought about my life, things that had happened to me, places which I’d gone, people who I’d met, goals and opportunities which had been reached and lost, I found sth interesting, sth about this beautiful, flexible and changeable life, that reminded me of Swiss Cheese Model, a model for describing accidents according to their triggers and barriers.

Indeed, according to this model, all accidents occur as a result of releasing energy, which the required energy comes from the trigger, and pass through barriers
which have been put to prevent events, by means of finding their “holes”. And, at the end, what we have is an accident or incident.

Then, what is its relationship with the life? Is it related ever? I think it’s related. just think about yourself, why are you here right now? I don’t mean HSEForum ,(and even I mean it ,too) I mean the walk of life that you've reached, friends that you've or have had, jobs that you've done and left, girls and boys with whom you've fallen in love, and so forth. Have you ever thought of these issues? What would have happened if you hadn’t seen that person? hadn’t glared at her/him? hadn’t talked to her/him? hadn’t been accepted in that university? in that year? hadn’t answered that phone call? hadn’t gone to that meeting ? hadn’t argued with that person? hadn’t fallen in love with her/him? All of these events were some triggers so that I am typing these words now, and even you are reading this passage.

And what about barriers? ooooooh, it’s so interesting, what would have happened whether s/he helped you or not? or if s/he had helped you, but other events wouldn’t have occurred? You accepted that job offer , you’d gone, but what would have happened if you hadn’t done that job well (or bad )? you hadn’t written that word? you hadn’t seen that tragedy? and so on. Then, there were lots of barriers in your life, too.

The most interesting fact is that, the same things will be occurred in the future. In fact, you make 20 years later, now. Whatever you are doing now, might have a substantial influence on the future. it might be either a trigger or a barrier. And even it might be both the trigger for an event and the barrier for another event .

the most important fact is that Swiss cheese is so delicious! just take i
t !



What a beautiful, flexible and changeable life!

source :http://www.hseforum.com

 

این یکی از مدل های است که در تحلیل حوادث از آن استفاده می شود

"مدل پنیر سویسی در مورد علت وقوع حوادث:

این مدل در سال 1997 توسط James Reason ارائه سد و بیانگر ای مطلب است که برای وقوع یک حادثه می بایست ترکیبی از خطاها و غفلت ها در سطوح مختلف سازمان رخ می دهد و همه این عوامل در یک خط قرار گیرند.
برخی از این عوامل نقایص موجود در فعالیت های انسان یا محیط کار و برخی دیگر مربوط به فاکتورهای مدیریتی یا طراحی ضعیف در سیستم است. بنابراین چنانچه در هر کدام از آنها ملاحظات لازم در نظر گرفته شود احتمال وقوع حادثه به مقدار زیادی کاهش خواهد یافت. طرح های سازمانی می تواند نقایص نهفته را در سطح مدیریتی کاهش دهد. اعمال نا ایمن با طراحی مناسب و نقایص رفتاری وروانشناسی نیز از طریق توجه به نوع وظیفه ای که به کارگر محول می شود، می توانند تحت کنترل قرار گیرند."

 

source :http://www.hseforum.com

برای دیدن ترجمه متن بالا روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 15:44 توسط منیره عباسی| |

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 14:16 توسط منیره عباسی| |

کنیا؛ طمع سوخت رایگان ده ها نفر را به آتش کشید

آتش‌سوزی یک تانکر حمل سوخت در یکی از بزرگراه‌های اصلی کنیا دست‌کم 100 کشته به جا گذاشت.
به گزارش بی‌بی‌سی این تانکر واژگون‌شده هنگامی آتش گرفت که صد‌ها نفر از مردم شهر مولو برای جمع‌آوری سوخت رایگان به سمت آن هجوم آورده بوردند. در این حادثه ده‌ها نفر هم مجروح شده‌اند. مقامات رسمی گفته‌اند انتظار می‌رود تعداد کشته‌ها افزایش پیدا کند.
علت آتش‌سوزی مشخص نیست؛ در حالی که برخی شروع آن را به خاطر یک سیگار روشن اعلام کرده‌اند، برخی دیگر گفته‌اند آتش عمدا به پا شده است.

سخنگوی صلیب‌سرخ کنیا گفته است امکان دارد آتش‌سوزی وسیله یک سیگار روشن و سهوا ایجاد شده باشد اما برخی از شاهدان عینی گفته‌اند آتش را مردمی که پلیس از نزدیک شدن آن‌ها به تانکر و جمع‌آوری سوخت جلوگیری کرده است به پا کرده‌اند.

روزنامه‌های کنیایی مقامات آتش‌نشانی محلی را به خاطر تاخیر در اطفای حریق سرزنش کرده‌اند و گفته‌اند اولین ماماوران آتش‌نشانی یک ساعت پس از حادثه به محل رسیده‌اند.
این دومین حادثه بزرگ آتش‌سوزی در کنیا است. چند روز پیش آتش‌سوزی در یک سوپرمارکت بزرگ در این کشور 25 کشته به جا گذاشت




منبع : همشهري آنلاين

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 10:45 توسط منیره عباسی| |

پایگاه آگاهی رسانی محیط زیست ایران (زیستا): موج سوم وبلاگستان سبز با موضوع گرمايش جهاني از روز شنبه 9 آذر ماه آغاز شد و تا پايان همين هفته ادامه خواهد داشت. اين فرصتي است براي يك تفكر جهاني و برون مرزي تا به وسيله آن جهان گرايي ايرانيان بيشتر از پيش مشخص شود. موج سوم بهانه اي است براي بيان راهكارهايي مناسب براي بهتر زيستن. پس بهتر است در روز هاي باقي مانده يه جاي تكرار حرفهاي گذشته به فكر ارائه راهكارهايي باشيم تا جهاني فكر كنيم و منطقه اي عمل كنيم.

ما انسانها بسيار خوش اقبال هستيم زيرا بر روي كره اي زيست مي كنيم كه نه به غايت سرد است و نه به غايت گرم. نزديك ترين همسايه كره زمين، زهره است و 106 ميليون كيلومتر از خورشيد فاصله دارد. اين در حالي است كه زمين 149 ميليون كيلومتر از خورشيد فاصله دارد. حدس و گمان مي گويد كه زهره در گذشته بسيار شبيه زمين بوده است و اما هوا سپهر زهره از نظر گازكربنيك بسيار غني تر از و از لحاظ بخار آب فقيرتر از زمين است. به همين دليل زهره بسيار داغ تر از آن است كه حياتي در آن موجود باشد. مريخ، همسايه ديگر زمين است. همسايه اي كه با 230 ميليون كيلومتر فاصله از خورشيد داراي آب و هوايي سرد و خشك است. نگاهي كوتاه به زهره و مريخ به ما موضوعي مهم را ياد آوري مي كند؛كه ما انسان در بهترين شرايط ممكن زيست مي كنيم. اگر هدف ما انسانها زنده ماندن تمامي موجودات كره زمين است بايد در شناخت فرايندهاي مهمي همچون هواسپهر،آب سپهر و خاك سپهر كوشا باشيم. بر اساس آخرين گزارش ملي ايران در سال 1994 ميلادي به سازمان ملل، ميزان انتشار گاز هاي گلخانه اي توسط ايران ساليانه 350 ميليون تن اعلام شد . که البته گفته مي شود اين ميزان امروزه به بيش از 420 ميليون تن در سال رسيده است.

پروتکل کيوتو براي كشورهاي در حال توسعه محدوديتي ايجاد نکرده و بر همين اساس كشورهايي همچون ايران كه در حال توسعه هستند فعلاٌ ملزم به اجراي مفاد پروتکل کيوتو نيستند. ايران، چهارمين کشور توليد کننده گاز هاي گلخانه اي است که بيش از 75 درصد اين انتشار نيز ناشي از مصرف بالاي سوخت و انرژي در کشور است. اين در حالي است كه اخلاق زيست محيطي حكم مي كند كه ايران با اينكه در حال توسعه است، اما خود را ملزم به اجراي قانون نمايد. زمين، گرمايش و سرمايش هاي بيشماري را تجربه كرده است. دانشمندان زماني از منجمد شدن زمين سخن مي گفتند و اكنون از گرم شدن زمين سخن مي گويند. عصر يخبندان هيچگاه به صورت كامل مطرح و اثبات نشد ولي طي چندين دهه ي گذشته متوسط دماي زمين حدود 5/0 درجه سانتي گراد افزايش يافته است. آنچه مشخص است هيچ كس نمي‌تواند مدلي دقيق از آينده زمين و اثر گرمايش جهاني تصوير كند. ايزاك نيوتن معتقد است اگر نظريه‌اي وجود داشته باشد كه بهترين تفسير براي چند اتفاق جدا از هم باشد، آن نظريه احتمالا درست‌ترين آنهاست. اينك كاملا مشخص است كه همه چيز بستگي به ما انسان‌ها دارد. اينكه چه زماني از آلوده كردن زمين دست بر مي داريم و چه راه حلي را براي نجات فرداي زمين پيدا خواهيم كرد.
 
 
نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 16:9 توسط منیره عباسی| |

تنها بازمانده يك كشتي شكسته به جزيره خالي از سكنه اي افتاد. او با دلي لرزان دعا كرد كه خدا نجاتش دهد. اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند ولي كسي نمي آمد. سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها كلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيانبار محافظت كند و دارايي هاي اندكش را در آن نگه دارد. اما روزي كه براي جستجوي غذا بيرون رفته بود به هنگام برگشتن ديد كه كلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به سوي آسمان مي رود. متاسفانه بدترين اتفاق ممكن افتاده بود و همه چيز از دست رفته بود

 

.از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد و فرياد زد: "خدايا چطور راضي شدي با من چنين كاري كني؟" صبح روز بعد با صداي بوق كشتي اي كه به ساحل نزديك مي شد از خواب پريد. كشتي اي آمده بود نجاتش دهد. مرد خسته از نجات دهنده گانش پرسيد: شما ها از كجا فهميديد من در اينجا هستم؟ آنها جواب دادن: ما متوجه علايمي كه با دود مي دادي شديم.


هر آنچه از جانب خدا رسد خير مطلق است

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 16:0 توسط منیره عباسی| |


Design By : Night Skin